عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
6
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اشتقاق آن از « الهت فى الشّيء يعنى تحيّرت فيه فكأنّ العقول تتحير فى كنه صفته و عظمته و الاحاطة بكيفيته » ميگويد اللَّه اوست كه عقلهاى زيركان و فهمهاى دانايان در مبادى اشراق جلال وى حيران است ، و از دريافت چگونگى صفات و افعال وى نوميد . شعر تحيّر القلب فى آثار قدرته * تحيّر الطّرف فى انوار لألاء » قدر خويش برداشت . و صفت خويش در حجب عزت نگه داشت ، تا هر نامحرمى نااهلى باسرار قدم بينا نگردد ، و دست هر متمنّى متعنّتى بدريافت آن نرسد . آن دست كه تو دارى خود كجا رسد و آن ديده كه تراست خود چه بيند ؟ سازهاى كرّ و بيان پرورده هفتصد هزار ساله تسبيح قاصر بود از ادراك جلال لم يزل و لا يزال . اطماع ايشان از دريافت آن گسسته ، اقدام ايشان بسلاسل قهر و بمسامير هيبت در مقرّ عزت خود دوخته . و اين در بايشان در بسته و جمال لم يزل و لا يزال متعزّز بصفات كمال ناطق به اين كلمات كه « فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً . » الذّات و النّعت و الاسماء و الكلم * جلّت عن الوهم و الادراك لو علموا اينان كه در اشتقاق اين نام سخن گفتند قومى اصل آن از إله - نهادند كالمكتوب يسمّى كتابا و المحسوب يسمّى حسابا ، پس الف و لام تفخيم و تعظيم را در افزودند پس حذف همزه استثقال را پسنديدند ، و كسرهء آن با لام تعظيم نقل كردند ، آن گه دو لام متحرك يكى مدغم كردند ، و گفتند « اللَّه » . و اختلاف است علما را كه اللَّه اسم علم است يا اسم صفت . و درست آنست كه اسم علم است از بهر آن كه خداى را عزّ و جل اسماء صفات فراوانست . لا بد اسم علم بايد تا آن اسماء صفات در آن برود و بر آن بسته شود . چنانك در ابتدا به آن اشارت كرديم . و تا فرق بود ميان اسم ذات و اسم صفات ، و علم اسم ذات است كه اسماء صفات بر آن روانست و در ازل آزال و ابد آباد مستحق اين نام است . بذات بزرگوار و كمال تعزّز و جلال تقدّس خويش - نه بعبادت متعبّدان و طاعة مطيعان . امّا نام - رحمن - در جاهليّت نشناختند كه اللَّه ميگويد وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ . چون ايشان را گويند سجود كنيد رحمن را گويند رحمن